نگاهی اجمالی به زندگی طایفه ای
به این معنی که زندگی مردم تنها برپایه کشاورزی و دامداری بود و لازمه زندگی دامداری و کشاورزی
داشتن یک زندگی عشیره ایی محض است را تکان داد
و در تکمیل این لرزش اجتماعی هم می توان به نقش تجارت همه جانبه اشاره کرد
معمولا در زندگی عشیره ایی بر مبنای کشاورزی و دامداری همه افراد قبیله در یک محدوده مکانی
زندگی می کنند و برای حفظ فیزیکی و اجتماعی خود از سایر قبیله ها مجبور به تعاون و همکاری
با هم هستند و خود را شریک درد رنج غم و شادی خود می دانند و هر گونه تعرض به قبیله را تک تک
انها تعرض به خود می دانند و ان جبر و یا هویت قومی آنها را به این فکر وا می دارد که مدافع حقوق
جمعی خود باشند و در هیچ حالی از موضع دفاع قومی پائین بیایند حتی و حتی در زمانی که حق به
جانب دیگری است و در این زندگی من جمعی حاکم بر من فردی است در تمام ابعاد زندگی افراد حاضر
به هر نوع از خودگذشتگی برای طایفه خود هستند از دست دادن مال و جان برای حفظ هویت قومی و یا برتری طلبی نسبت به سایر طوایف یک افتخار است یعنی عصبیت قومی به بالاترین حد خود می رسد
ناگفته نماند در این زندگی هم اخلاقیات خوبی به مانند احترام به بزرگتر حرف شنوی از انها و بسیاری ز اخلاقیات حسنه دیگر به چشم می خورد.
